سید امیر سلیمانی رباطی، مسئول میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان بشرویه در یادداشتی نوشت: میراثفرهنگی، آیینه جان، اندیشه، معنویت، تجربه، شکست، شکوه و آفرینش و انعکاس تمامعیار هویت فرهنگی یک منطقه است. بیتوجهی به آن، دقیقاً به مثابه بنایی است که فاقد پی باشد و هر آن احتمال دارد در اثر ناملایمات، دستخوش ضربات مهلکی شود. میراث هر منطقه، دریچهای است به سوی روحیات، خلقوخو، آداب و رسوم آن سرزمین.
میراثفرهنگی، عصاره شخصیت وجودی و هویت فرهنگی، اعتقادی و سیاسی مردمان هر منطقه جغرافیایی در طول تاریخ بوده است و همانقدر مردمان آن منطقه دارای شخصیت، هویت، اصالت و ارزش هستند که بتوانند مبانی و مؤلفههای میراث فرهنگی خود را حفظ و معرفی کنند.
تجارب علمی کنونی نشان میدهد که آثار و بناهای تاریخی، دقیقاً نقطه مقابل معماری مدرن هستند. به همان میزان که انسان در فضاهای معماری مدرن دچار کلافگی، فشار روحی و سلب آرامش روانی میشود، در مقابل، هنگام حضور و بازدید از بناهای تاریخی، نوعی آرامش روحی، امنیت روانی و سبکبالی به او القا میشود.
تجارب علمی، حقایق شگفتانگیزی را در این خصوص مطرح میکنند. ساخت سازههای اسکلتآهنی و بهرهگیری از فناوریهای مدرن و امکاناتی همچون اینترنت، وایفای، تلفن و دیگر تجهیزات در فضاهای معماری، خواهناخواه تأثیر مستقیمی بر روان و ناخودآگاه انسان میگذارد و نوعی انرژی سرگردان و منفی در او ایجاد میکند که ثمره آن، ناتوانی فکر، تشویش و آشفتگی روحی و روانی است. ناتوانی این حجمهای بتنی در جذب این انرژیهای منفی، به باور بسیاری، عواقبی جز سرگردانی، هراس و بازگشت این امواج به جسم انسان در پی ندارد.
در نقطه مقابل، بهرهگیری از مصالح همسان با طبیعت، همچون خشت، آجر، چوب و کاشی، و همگونی آنها با سرشت و فطرت انسان، این کالبدهای شکوهمند معماری، یعنی آثار و بناهای تاریخی، را به آهنربایی قدرتمند در جذب انرژیهای منفی و در نتیجه القای آرامشی عمیق تبدیل کرده است؛ آرامشی که محال است انسان را مجذوب خود نکند و روح و روان او را پس از خروج از یک بنای تاریخی، صیقل نبخشد.
برخلاف آشفتگی و پیچیدگی سازههای معماری مدرن، نظم هندسی و بصری در بناهای تاریخی، حاصل اندازهگذاری استاندارد، بهکارگیری فنون معماری در قالب سبکهای مختلف و انباشت تجربه در هر دوره تاریخی است. همین روند، به شکلگیری سبکهای نو و ماندگار انجامیده و هر بینندهای را متوجه عظمت اندیشه و الگوی حسی برخاسته از معماری مبتنی بر جاودانگی میکند.
عناصر مهمی همچون هندسه، ترکیبات فضایی، مقیاس معماری در خلق فضاهای باشکوهی مانند گنبدها، ایوانها، آرایههای معماری، تقارنهای معنادار و در مجموع، رعایت دقیق تناسبات در ساخت بناها با اتکا بر هندسه ایرانی و پرهیز از تقلید سبکهای بیگانه، همگی در شکلگیری این جاودانگی که همرنگ روح بیانتهای انسان است، نقشی اساسی دارند.
همین جاودانگی، خواهناخواه از طریق حس بصری به انسان منتقل شده و با تأثیرگذاری بر پایانههای عصبی و منابع چاکرایی بدن، موجب فعال شدن ترشح هورمونهای شادیآور میشود.
در تعبیری ساده و قابل لمس، احادیث معصومین(ع) درباره بهکارگیری سنگهایی چون فیروزه، عقیق و لاجورد و تأثیر آنها در زندگی انسان، یا مقالات علمی متعدد و آزمایشهای بالینی انجامشده بر روی سنگهایی همچون آمتیست، کوارتز، اونتورین، سیترین، زمرد، یاقوت و بسیاری دیگر و تأثیر آنها از طریق امواج یا انرژی بر چاکراهای بدن و فعالسازی آنها، همگی از پدیده گمشده این روزهای زندگی پرهیاهوی انسان معاصر، یعنی آرامش و امنیت روانی، حکایت دارند.
در یک کلام، ترکیب آب، سبزه، آجر، خشت و آرایههای معماری در یک بنای تاریخی، اعجاز میراث بازماندگان ماست؛ اعجازی که با گذر زمان، ذرهای از شکوه آن کاسته نمیشود. این شکوه، انسان را چنان مجذوب خود میکند که گویی زمان از حرکت باز ایستاده و انسان در آغوش آرامش، محو تماشای عظمت میراث نیاکان خویش میشود.
انتهای پیام/

نظر شما